|
احمد شاملو
|
|
روزي ما دوباره كبوترهايمان را پيدا خواهيم كرد,
و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت.
روزي كه كمترين سرود بوسه است.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
فریدون مشیری
|
|
دل من دير زمانی است كه می پندارد :
« دوستی » نيز گلی است ؛
مثل نيلوفر و ناز ،
ساقه ترد ظريفی دارد .
بی گمان سنگدل است آنكه روا می دارد
جان اين ساقه نازك را
- دانسته-
بيازارد !
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
شعراز مانا آقائی - سوئد
|
|
خانم ها ، آقایان
اینجا تهران است
مرکز شایعه های مسموم
پایتخت عفونت های مزمن شهروندی
بخش سرایت مراقب های کشنده
که اضطراب ، سرگیجه و استفراغ را هویت ما
کرده اند
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
در دیاری که بود فهم و خرد مایه ی رنج |
|
ابراهیم کاویان ( آگاه )
|
|
کس نپرسد که چرا خاطر ما محزون است یا چرا این دل چون آیینه ما درخون است
شاهد عدل و مساوات بگوئید کجاست که دل غم زده ام در طلب اش مفتون است
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
سیمین بهبهانی
|
|
در سالهای اول انقلاب در روزنامه ها خواندم که زنی را برای سنگسار بردند. چون زن زیر فشار سنگ نمرده بود و جانسختی کرده بود، پاسداری رفت و یک تکه سیمان آورد و زد تو سرش و کشتش.»
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 بعد > پایان >>
|
| صفحه 21 - 25 از 28 |