|
مقام خر-احضار روح میرزاده عشقی! - |
|
میرزاده عشقی
|
|
دردا و حسرتا که جهان شد بکام خر
زد چرخ سفله سکه ی دولت بنام خر
خر سرور ار نباشد پس هر خر از چه روی
گردد همی ز روی ارادت غلام خر
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
آنکس که بداند و بداند که بداند |
|
کانون فرهنگ و هنر
|
|
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدارش نمایید که بس خفته نماند
آنکس نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
نصیحتی به "آقازاده" یک الاغ! |
|
خسرو باقرپور
|
|
روزی به دهی دور، الاغی به چرا خواست
بهر طلب یونجه دم و یال بیاراست
بر راستی پاچه نظر کرد و چنین گفت :
کهامروز همه کشت جهان زیر سم ماست
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
اينهمه لطف و مهربانی به زنان |
|
پیرایه یغمائی
|
|
براستی ما زنان معطل مانده ايم و نمی دانيم که اينهمه لطف و مهربانی و زبان آوری و نيک گفتاری و خوش سخنی و شيرين دهنی و و نکته پردازی و راز آميزی را از سوی شاعران، انديشه ورزان و سخن سنجان ادب فارسی چگونه جبران کنيم!
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
Massood Shabafrooz
|
ساعد مراغه اي از نخست وزيران عهد پهلوي نقل کرده است:
زماني که نايب کنسول شدم با خوشحالي پيش زنم آمدم و اين خبر داغ را به اطلاع سرکار خانم رساندم.
اما وي با بي اعتنايي تمام سري جنباند و گفت:" خاک بر سرت کنم؛ فلاني کنسول است؛ تو نايب کنسولي؟!"
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
<< شروع < قبل 1 2 3 بعد > پایان >>
|
| صفحه 1 - 5 از 12 |