به مناسبت شصتمین سالگرد صدور اعلامیه حقوق بشر، کانون فرهنگ و هنر ایرانیان فرزنو (کالیفرنیا) این افتخار را داشت که میزبان خانم مهرانگیز کار ، بانوی حقوق بشر ایران باشد .
برای ایرانیانی که مسائل مربوط به حقوق بشر و موارد نقض آن را در ایران دنبال می کنند ، خانم مهرانگیز کار که به مدت چهار دهه ، عمر و زندگی خود را وقف دفاع از حقوق بشر و افشای موارد نقض حقوق در ایران کرده است ، نامی است آشنا و به جرأت می توان گفت که در میان انبوه مدافعان حقوق بشر در ایران ، عنوان "بانوی حقوق بشر ایران" زیبنده نام ایشان است
است چرا که به اعتبار تمامی نوشته ها ، گفته ها و از همه مهمتر به اعتبار درد و رنجی که این بانوی فرهیخته در راه دفاع از حقوق ضایع شده ی ایرانیان متحمل شده است ، ایشان را در جایگاهی برجسته و متفاوت از سایرین قرار می دهد ، که از شایسته است از ایشان به عنوان بانوی حقوق بشر ایران یاد شود .
خانم مهر انگیز کار که رنج سفر درازی را برای حضور و سخنرانی در جمع ایرانیان ساکن فرزنو تحمل کردند ، در سخنان خود به مناسبت شصتمین سالکرد امضای اعلامیه جهانی حقوق بشر، ضمن اشاره به تاریخچه و ضرورت اجرای اعلامیه جهانی حقوق بشر برای جوامع بشری ، در ارتباط با مسئله نقض حقوق بشر درایران بر روی نکاتی تأکید گذاردند که ما در اینجا بطور اختصار چکیده ای از سخنان ایشان را مرور می کنیم .
بانوی حقوق بشر ایران در سخنان خود از جمله گفت :
سازمان ملل متحد در سال 1964 دو میثاق مهم را از تصویب گذراند که به موجب آن ، کلیه ی امضا کنندگان این میثاق ها ملزم گردیدند که قوانین داخلی خود را به گونه ای تنظیم نمایند که با اعلامیه جهانی حقوق بشر تناقض نداشته باشد . در سال 1354 خورشیدی و دوران حکومت گذشته ، مجلس شورای ملی و سنا این دو الحاقیه را از تصویب گذراندند و دولت ایران رسماً ملزم به اجرای آن گردید . بنابراین مادامی که ایران رسماً از این میثاق خارج نشده باشد که نشده است این میثاق به قوت خود باقی است و قوانین مصوبه در ایران نمی تواند نافی اعلامیه جهانی حقوق بشر باشد . بانوی حقوق بشر ایران در این مورد اضافه کرد که :
ما نمی توانیم بگوئیم چون در ایران انقلاب شده است و رژیم شاه که آن میثاق را امضا کرده بوده است جای خود را به رژیم اسلامی داده است ، پس رژیم جدید می تواند ملزم به انجام برخی از تعهدات بین المللی نباشد کما اینکه در مورد اختلافات مرزی ایران با عراق ، جمهوری اسلامی به قرار داد 1975 الجزیره ، که یکطرف آن شاه و طرف دیگرش صدام حسین بوده است استناد می کند و جامعه جهانی نیز آن قرار داد را همچنان معتبر می داند ، همین طور در مورد قرارداد مربوط به جزایر سه گانه خلیج فارس که بدرستی ایران حاضر نیست به صرف اینکه قرارداد را رژیم قبلی امضا کرده است از حقوق خود در مورد این سه جزیره صرفنظر کند . اماّ متأسفانه در مورد اعلامیه جهانی حقوق بشر و ملحقات آن ، وضعیت به گونه ی دیگری است ، یعنی اینکه جمهوری اسلامی نه تنها آن میثاق ها را محترم ندانسته است بلکه در طول سی سال گذشته قوانینی را از تصویب گذرانده و اجرا می کند که با اعلامیه جهانی حقوق بشر و ملحقات آن کاملاً در تناقض می باشد . برای مثال پاره ای از قوانینی که ناظر بر حقوق زنان و کودکان می باشد و از تصویب مجلس شورای اسلامی گذشته و سالها است که درایران اجرا می شود در تناقض آشکار است با اعلامیه جهانی حقوق بشر و رژیم جمهوری اسلامی در مقابل اعتراضات مردم ایران و جامعه جهانی ، تنها پاسخی که می دهد این است که : " چون ایران کشوری است اسلامی قوانین اش می بایستی متناسب با قوانین شرع باشد" ، در حالی که اولاً بر سر اجرای این قوانین شرعی در میان فقها و علمای دینی اختلاف نظر وجود دارد و همگی آنان بر یک قول و نظر نیستند و ثانیاً مگر نه اینکه حتی در کشورهای اسلامی قوانین عرفی حاکم است و نه قوانین شرعی ؟ و زمانی که مدافعان حقوق بشر در ایران به قوانین ناعادلانه ای چون سنگسار و اعدام کودکان زیر 18 سال اعتراض می کنند ، مسئولان جمهوری اسلامی آنان را به اتهام برهم زدن امنیت ملی ! دستگیر و زندانی می کنند .
خانم مهرانگیز کار، در بخش دیگری از سخنان خود به تبعض های قانونی و نگاه مرد سالارانه ای که بر قوانین و سیستم قضائی کشور حاکم است پرداخت و خاطراتی را از دوران وکالت خویش در ایران بازگو کردند ، ازجمله اینکه :
"روزی در یک از شعبات دادگاههای جمهوری اسلامی شاهد صحنه ای بودم که آن صحنه گویای واقعیت تأسف باری است که در سیستم قضائی ایران می گذرد . متهم زنی بود که خلافی را انجام داده بود و سعی میکرد قاضی دادگاه را متقاعد سازد که از سر خلاف اش بگذرد و او را تبرئه نماید . زن به قاضی دادگاه می گفت « حاج آقا شما که خودتان می دانید زن ناقص العقل است ، پس از من نباید توقع داشته باشید که همه کارهایم درست باشد ، خلافی که انجام داده ام بخاطر ناقص العقلی من بوده است ! شما می توانید مرا بخاطر ناقص العقلی ام ببخشید ! من ناقص العقلم ! شما که عاقل اید باید مرا ببخشید !"
در حقیقت در جامعه ای که نگاه تبعیض آمیز نسبت به زن وجود دارد و قوانین اش هم زن را نصف آدم به حساب می آورد و حقوقی معادل نصف مرد برای او قائل می شود ، زنانی نیز یافت خواهند شد که برای نجات خویش حاضرند به دروغ و با قسم و آیه بخواهند ثابت کنند که "ناقص العقل" اند و مغزشان کوچک تر از مغز مردان است ! و در جامعه که کرامت و ارزش های انسانی اینگونه آسیب پذیر شده باشد ، مبارزه با اشکال و شیوه های مدنی برای تحقق اعلامیه جهانی حقوق بشر، به مسئله ای عمومی وملی تبدیل می گردد .
جامعه ای که بیش از نیمی ازجمعیت دانشجویان اش را دختران تشکیل می دهند و جامعه که نسل جوان اش با دهکده جهانی در ارتباط است و می داند که در دنیا چه می گذرد ، خواسته های حقوق بشری این جامعه را نمی توان برای همیشه نادیده گرفت همانطوریکه در افریقای جنوبی ، رژیم آپارتاید نتوانست در مقابل خواسته های تساوی طلبانه و جنبش مدنی مردم آن کشور دوام بیاورد و سرانجام تسلیم شد .
در پایان این سخنرانی ، حاضرین سئولاتی را مطرح کردند که بانوی حقوق بشر ایران به سئولات هموطنان حاضر در این مراسم پاسخ داد . کانون فرهنگ و هنر فرزنو
|