ای سرو استوار
ای دخت نو شکفتهی ایران زخمگین
مژدهرسان رهایی و خرمی
ای ریشه در نفس تند بامداد
بر تو درود باد.
بر تو درود باد
زیرا که تو
تن میزنی ز گورراههی تسلیم
فریاد میکشی که: « نه
من تن نمیدهم. »
بر تو درود باد
زیرا که تو
یاسای جهل و جنون را
با تارهای نمایان گیسوان
پامال میکنی
فردیت مدرن را
اثبات میکنی.
هر چند سالیان سال
شیخان محتسب (این راویان سوگ و مرگ و شهادت)
یا گزمگان شیخگمارده
با تازیانههای خشم و خشونت
بر گردههات کوفتند
رخسار زندگینشان ترا
با تیغ و آتش تزویر و ارتجاع
خستند و سوختند
اما تو همچنان
نستوه و سربلند بر پای ایستادهای.
هر روز و شب
پژواک تندپوی صدایت
در کوی و شهر و دشت و بیابان
این سان ندا دهد:
« من زیستشیوهی خود را
آهنگ و شعر و موسیقی و
رخت و راه را
خود بر گزیدهام
« هشدار!
سردار لشگر نادانی و جنون!
بود و نمود سنت پوسیدهی قرون!
بر چهرهام تپانچه (۱) بزن
بر پشت من بکوب با تازیانهی دو شاخهی دین و ستمگری
وادار کن مرا به توبهنویسی
اما من آن پرندهی آبینورد بالگشایام که هیچگاه
سر خم نمیکنم.»
«فردا دوباره
ز نو، باز هم زنو
گیسوفشان و خرامان
پرواز میکنم
شور و نشاط و زندگی و مهر و عشق را
در کوه و کوی و برزن و شهر و سرایها
فریاد میکنم
فردیت مدرن را
اثبات میکنم.»
ای سرو استوار
ای دخت بابک خونچهر (۲) و سربلند
ای از سلالهی ستار (۳) و طاهره (۴)
ای غنچهی نوید رهایی و رستگی
ای گیسویت نشان سرافرازی زنان
ای ریشه در نفس تند بامداد
بر تو درود باد.
پرویز مویدی
اسفند ۱۳۸۶
----------------------------------
۱. تپانچه به معنای سیلی است.
۲. بابک خرمدین ، «هنگامی که دست راستش را بریدند خون زخم بر رخ خود زد ... و گفت: نگرانام که خون از من برود و روی من زرد شود و پندارند که از مرگ هراسانام.»
۳. ستار خان سردار ملی.
۴. طاهره قرتالعین شیرزنی که نزدیک به ۱۶۰ سال پیش برای نخستین بار در ایران حجاب از چهره برگرفت.
|